صفى الدين محمد طارمى

388

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

را ، چنان كه آمده است در حديث قدسى كه : « فخلقت الخلق و تحبّبت إليهم بالنعم » « 1 » . و اين بدايت محبّت و منشأ اوست ، و او محبّت افعال و آثار است كه ظاهر مىشود از مشاهدهء احسان و مواهب نعم ظاهره و باطنه از اسباب حدوث و رزق و حفظ و انوار ادراكات و معارف و هدايت او به ايمان و ايقان ، و چيزى كه داخل نمىشود در تحت حصر ، مثل قول خداى تعالى كه : وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها « 2 » . « و ثابت مىشود آن محبّت به سبب اتّباع سنّت ؛ » يعنى مستقرّ و مستقيم مىشود به متابعت سنّت حبيب عليه السّلام ؛ يعنى طريقهء او در تمسّك به علم او و عمل او « 3 » و اقتداى به او در احوال و اقوال تا مناسب شود باطن او به باطن حبيب عليه السّلام ، و منوّر شود قلب او ، و مشاهده كند به نور محبّت او محاسن محبوب خود را ؛ پس مستحكم شود محبّت محبوب به حصول لازم محبوب ، و ظاهر شود در او اثر محبوبش ، از براى قول خداى تعالى كه : قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ « 4 » . و از جملهء آثار محبوبيت حقّ است استحكام محبّت و ثبات او ، از براى قول خداى تعالى كه : يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ « 5 » . و « نموّ مىكند آن محبّت بر اجابت از براى فاقت » . زيرا كه فاقت حاجت لازمه است از براى امكان ، و آن فاقت بدايت فقر است كه نهايت او عدم است . پس مىخواند او را فاقت ذاتى به سوى افتقار و اضطرار در وجود و صفات و افعال به سوى حق‌ّتعالى . پس اجابت كردن او از براى داعى فاقت آن است كه فانى شود در افعال و صفات و ذات خود در حقّ . پس تجلّى مىكند از براى او حقّ به محاسن

--> ( 1 ) . اين حديث مشهورى است كه در كتب عرفانى بسيار به كار مىرود ، امّا در منابع روايى يافت نشد . ( 2 ) . ابراهيم / 34 . ( 3 ) . اصل : - و عمل او . ( 4 ) . آل عمران / 31 . ( 5 ) . مائده / 54 .